بازار غزل

از رونق بازار غزل ها خبری نیست

در من خبری از گل نیلوفری ی نیست

ای شادترین سایه دیوانگیم شب!

یک آینه، یک شاخه گل، رهگذری نیست

بنگر ک در این معرکه ماه و ستاره

در برکه اگر هست، دل اختری ی نیست

من خاب تر از خویش و تو بیدارتر از شب

یک خاطره، یک عاشق و فریاد رسی نیست

می سوزد از این آتش خاکستریم شب

پروانه کجا؟! شمع کجا؟! پاره تنی نیست

هشت صبح سه شنبه: ١٣/١١/١٣٨٩

 

/ 0 نظر / 8 بازدید